خرید بک لینک
Download 320 گلهای پرپرت سوخته در این باغ فرمانده ی سپاه در لشکر عراقکوچ بنفشه ها از وحشت چماقیک عمر آب شدن یک فصل فصل داغسس بود زندگی با طعم تلخ و تندیک اره در دهان با ریتم های کندانسان سالاد ب

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:54

به خودم میخنديدم، به زندگانی میخنديدم، میدانستم كه در اين بازيگرخانه   بزرگ   دنيا هر كسی يك جور بازی میكند تا هنگام مرگش برسد. من هم اين بازی را پيش گرفته بودم چون گمان میكردم مرا زودتر از ميدان بيرون خواهد برد.

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:54

  پیراهنم   را اتو می زنم
کفش ها را دستمال می کشم
زندگی اما
مرتب نمیشود …

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: جمعه 14 دی 1397 ساعت: 19:54

Download

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 11:56

بی صدا زندگی , میکنم , بی صدا راه میروم بی صدا کار میکنم , بی صدا حرف میزنم بازیگر فیلم صامتی هستم تمام میشود و تمام میشوم.

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 11:56

حــســرت نــبـــرم بـه خــواب آن مـــرداب
کـــآرام درون دشـت شـب خـفـتـه اسـت
دریـــایـــم و نــیــســت بــاکـــم ازطــوفـان
دریـا هـمـه عـمـر خـوابـش آشـفـتـه است

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 11:56

و گفت: بیزارم از آن خدای که به طاعت من از من خشنود شود و به معصیت من از من خشم گیرد پس او خود در بند من است تا من چه کنم...

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 11:56

کمدی اما در عین حال بسیار گریه آور

یک کمدی سیاه که پر از معنی بود

پ.ن: پیشنهاد میکنم تماشا کنید.

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 11:56

صفحه بندی